آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد؟!

یاد گرفتم انسان مدرنی باشم.. وانمود کنم که هوای ابری این روزها حالم رو بد کرده...
ولی خب واقعیتش اینه که خیلی دلم گرفته نمیدونم از چی ولی دلم گرفته.. دلم پُره نمیدونم از چی!
ای کاش الان شهریور ٨٧ بود که مکه بودم.. امروز از اخبار عکس کعبه رو دیدم چقدر تغییر کرده بود، ٣طبقه شده بود:| فکر کنم سال دیگه هم نوبتم میشه که حج واجب برم، حدودا مرداد ماه!
خدایا عمری بده دوباره بیام، خب؟! مرسی، دمت گرم:)

ماذا وَجَدَ مٓن فٓقٓدٓکٓ و ما الذی فٓقٓدٓ مٓن وٓجٓدٓک؟
آن کس که تو را ندارد، چه دارد؟ و آن کس که تو را پیدا کرد، چه ندارد؟!
#دعای_عرفه
التماس دعا

منبع این نوشته : منبع

آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد؟!

یاد گرفتم انسان مدرنی باشم.. وانمود کنم که هوای ابری این روزها حالم رو بد کرده...
ولی خب واقعیتش اینه که خیلی دلم گرفته نمیدونم از چی ولی دلم گرفته.. دلم پُره نمیدونم از چی!
ای کاش الان شهریور ٨٧ بود که مکه بودم.. امروز از اخبار عکس کعبه رو دیدم چقدر تغییر کرده بود، ٣طبقه شده بود:| فکر کنم سال دیگه هم نوبتم میشه که حج واجب برم، حدودا مرداد ماه!
خدایا عمری بده دوباره بیام، خب؟! مرسی، دمت گرم:)

ماذا وَجَدَ مٓن فٓقٓدٓکٓ و ما الذی فٓقٓدٓ مٓن وٓجٓدٓک؟
آن کس که تو را ندارد، چه دارد؟ و آن کس که تو را پیدا کرد، چه ندارد؟!
#دعای_عرفه
التماس دعا

منبع این نوشته : منبع

واقعیت محض از نظر بوف کور:/

استوری اینستا در واقع یه بازی بین ایرانی هاست ، به این صورت که :

'به کی داره بیشتر خوش میگذره؟ '

همه: من ! من!


راستی من اکانتمو پارسال دی اکتیو کردم و تا سال دیگه هم قراره دی اکتیو بمونه، حذف دائم نشه یه وقت؟؟؟ کسی چیزی میدونه یا تجربه ای داره؟!


منبع این نوشته : منبع

واقعیت محض از نظر بوف کور:/

استوری اینستا در واقع یه بازی بین ایرانی هاست ، به این صورت که :

'به کی داره بیشتر خوش میگذره؟ '

همه: من ! من!


راستی من اکانتمو پارسال دی اکتیو کردم و تا سال دیگه هم قراره دی اکتیو بمونه، حذف دائم نشه یه وقت؟؟؟ کسی چیزی میدونه یا تجربه ای داره؟!


منبع این نوشته : منبع

هرچه میخواهد دل تنگت بگو:)

دیدم همه یه پست اینطوری گذاشتن و به قول معروف که میگن "خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو" من هم دست به کار شدم:)

ناشناس بفرمایید:)

انتقادات، پیشنهادات و سوالاتتون رو:) تا جایی که حریم شخصیم حفظ شه و البته هویتم فاش نشه، جواب میدم:)

مثل همیشه نظرات باز هستن؛)

بسم الله، بزن بریم


منبع این نوشته : منبع

هرچه میخواهد دل تنگت بگو:)

دیدم همه یه پست اینطوری گذاشتن و به قول معروف که میگن "خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو" من هم دست به کار شدم:)

ناشناس بفرمایید:)

انتقادات، پیشنهادات و سوالاتتون رو:) تا جایی که حریم شخصیم حفظ شه و البته هویتم فاش نشه، جواب میدم:)

مثل همیشه نظرات باز هستن؛)

بسم الله، بزن بریم


منبع این نوشته : منبع

نابغه تر از منم هست؟! :دی

زیست دوم رو به اتمامه البته یه هفته ست که شروع کردم، ولی از آخر به اول و امروز به فصل اول رسیدم:) با حل ١٩٧٠ تست...[آیکون راضی از حال و احوال خود!]

مقاومت تار عنکبوت نسبت به قطری که دارد بسیار زیاد و بی همتاست...

مگه میشه این صفحه رو بخونم و برنگردم به راهنمایی؟!

امتحان حرفه و فن:

تار چیست؟

جواب من: نوعی ماده که از عنکبوت ترشح میشود و باعث به افتادن حشرات میشود:))))

[منظور تار و پود پارچه بوده...]

همیشه فکر میکنم معلم با خوندن این جمله چه حسی بهش دست داده! احتمالا به خاطر وجود چنین دانش آموز نابغه ای در پوست خودش نگنجیده:))))

لازم به ذکره اون موقع درگیر واترلو بودم و امتحان ترم هم ٢٠ شدم:/ من خنگ نیستما:| ؛)


منبع این نوشته : منبع

نابغه تر از منم هست؟! :دی

زیست دوم رو به اتمامه البته یه هفته ست که شروع کردم، ولی از آخر به اول و امروز به فصل اول رسیدم:) با حل ١٩٧٠ تست...[آیکون راضی از حال و احوال خود!]

مقاومت تار عنکبوت نسبت به قطری که دارد بسیار زیاد و بی همتاست...

مگه میشه این صفحه رو بخونم و برنگردم به راهنمایی؟!

امتحان حرفه و فن:

تار چیست؟

جواب من: نوعی ماده که از عنکبوت ترشح میشود و باعث به افتادن حشرات میشود:))))

[منظور تار و پود پارچه بوده...]

همیشه فکر میکنم معلم با خوندن این جمله چه حسی بهش دست داده! احتمالا به خاطر وجود چنین دانش آموز نابغه ای در پوست خودش نگنجیده:))))

لازم به ذکره اون موقع درگیر واترلو بودم و امتحان ترم هم ٢٠ شدم:/ من خنگ نیستما:| ؛)


منبع این نوشته : منبع

ای ٦٠ نفر دنبال کننده جواب بدید:((

داشتم تو گروه مدرسه حرف میزدم، یهو دیدم ن. برگشته بی رودروایسی میگه:

-من یه کشف مهم کردم!
+چی؟ چی؟ بگو:)
-بوف کور تو اخلاقت شبیه پگاهه، توی عاشقانه:) فقط با این فرق که یه پاپت کم داری:)))
+از چه لحاظ؟ :////
-از همه لحاظ؛) مغرور، خودخواه، فخرفروش، دیوونه، عصبی و..
+من؟!

•واقعیتش بهم برخورد! اول این که طرز صحبتش خیلی بد بود! دوم این که از من بدت میاد یا میخوای انتقاد کنی چرا توی گروه میگی؟ سوم این که من کجای اخلاقم اینطوریه؟ چهارم این که رفتم تو فکر..مگه من چیکار کردم که منو اینطوری قضاوت کرده؟؟؟

•لطفا بگید من واقعا اینطوریم؟؟؟؟ ناشناس هم اگه شده حتی

منبع این نوشته : منبع

ای ٦٠ نفر دنبال کننده جواب بدید:((

داشتم تو گروه مدرسه حرف میزدم، یهو دیدم ن. برگشته بی رودروایسی میگه:

-من یه کشف مهم کردم!
+چی؟ چی؟ بگو:)
-بوف کور تو اخلاقت شبیه پگاهه، توی عاشقانه:) فقط با این فرق که یه پاپت کم داری:)))
+از چه لحاظ؟ :////
-از همه لحاظ؛) مغرور، خودخواه، فخرفروش، دیوونه، عصبی و..
+من؟!

•واقعیتش بهم برخورد! اول این که طرز صحبتش خیلی بد بود! دوم این که از من بدت میاد یا میخوای انتقاد کنی چرا توی گروه میگی؟ سوم این که من کجای اخلاقم اینطوریه؟ چهارم این که رفتم تو فکر..مگه من چیکار کردم که منو اینطوری قضاوت کرده؟؟؟

•لطفا بگید من واقعا اینطوریم؟؟؟؟ ناشناس هم اگه شده حتی

منبع این نوشته : منبع

امشب، شبِ...؟!

چه شب بدی است امشب ، که ستاره سو ندارد

گل کاغذی است شب بو ، که بهار و بو ندارد

چه شده است ماه ما را ، که خلاف آن شب ، امشب

ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد ؟

به هوای مهربانی ، ز تو کرده روی و هرگز

به عتاب و مهربانی ، دلم از تو خبر ندارد 

ز کرشمه ی زلالت ، ره منزلی نشان ده

به کسی که بی تو راهی ، سوی هیچ سو ندارد

دل من اگر تو جامش ، ندهی ز مهر ، چاره

به جز آن که سنگ کوبد ، به سر سبو ندارد

به کسی که با تو هر شب ، همه شوق گفت و گو بود

چه رسیده است کامشب ، سر گفت و گو ندارد

چه نوازد و چه سازد ، به جز از نوای گریه

نی خسته یی که جز بغز تو در گلو ندارد

ره زندگی نشان ده ، به کسی که مرده در من

که حیات بی تو راهی ، به حریم او ندارد

ز تمام بودنی ها ، تو همین از آن من باش

که به غیر با تو بودن ، دلم آرزو ندارد.


منبع این نوشته : منبع
ندارد

امشب، شبِ...؟!

چه شب بدی است امشب ، که ستاره سو ندارد

گل کاغذی است شب بو ، که بهار و بو ندارد

چه شده است ماه ما را ، که خلاف آن شب ، امشب

ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد ؟

به هوای مهربانی ، ز تو کرده روی و هرگز

به عتاب و مهربانی ، دلم از تو خبر ندارد 

ز کرشمه ی زلالت ، ره منزلی نشان ده

به کسی که بی تو راهی ، سوی هیچ سو ندارد

دل من اگر تو جامش ، ندهی ز مهر ، چاره

به جز آن که سنگ کوبد ، به سر سبو ندارد

به کسی که با تو هر شب ، همه شوق گفت و گو بود

چه رسیده است کامشب ، سر گفت و گو ندارد

چه نوازد و چه سازد ، به جز از نوای گریه

نی خسته یی که جز بغز تو در گلو ندارد

ره زندگی نشان ده ، به کسی که مرده در من

که حیات بی تو راهی ، به حریم او ندارد

ز تمام بودنی ها ، تو همین از آن من باش

که به غیر با تو بودن ، دلم آرزو ندارد.


منبع این نوشته : منبع
ندارد

بوف کور، یک عدد واترقیده:)

۱.دیدم با این اوضاع و احوالات سرماخوردگی نمیشه درس خوند. بر آن شدم، کتاب دفترهامو جمع و جور کنم. نصف کتاب تست هامو ریختم دور :دی

دو سه تا پوشه و کلاسور و دفتر هم یافتم مربوط میشد به دوران المپیاد! نشستم نگاهشون کردم! تحلیل مثنوی:/ تحلیل کلیله و دمنه:/ بوزیه و باخه:/ منصور حلاج:/ شرح دیوان حافظ ابیات مختوم به عین:| شرح گلستان در باب ستایش عشق و جوانی:| دیوان سعد سلمان:/ سیمین بهبهانی بیوگرافی! تحلیل صرفی و ترکیب سوره نور://  ترجمه داستان زبانه که اسمش یادم نیست:/ ...

خدا وکیلی بی تربیت ترین و مبتذل ترین منابع غیردرسی المپیاد ادبی در طول این سی و چند دوره واسه دوره ٢٨ بود:( چقدر اون سال اعضای کمیته منحرف و بی اخلاق بودن:/ شرم بر آنها! اصن من اینا رو خوندم چشم و گوشم باز شدا. من دختر مظلوم و ساده و پاکی بودم:/

مثلا نمیدونستم "روسپی" یعنی چی:) آس١ و ٢ هم مونده بوده بودن چطور به من بفهمونن :دی وای خدا:) اصلا یه وضعیت مخوفی داشتم من! بعد باورشون نمیشد من نمیفهمم!! اون شعر مبتذل نادر نادر پور رو من تحلیلشو نوشته بودم:/ اینا نمیتونستن از روش بخونن:/ هی باید اون الفاظ داااغوووونو تکرار میکردم، مردم از خجالت:| یا این همه قسمت خوب داره تاریخ بلعمی مثلا آفرینش انسان و اینا... اعضای کمیته محترم دقیقا قسمتای مورد دارِ این کتاب با این قطر رو انتخاب کرده بودن:/ یا حتی حافظ:| یا حتی سیمین بهبهانی:| یا اون کتاب بیگانه:| خااااک یعنی! خاک به سر من! الان دارم میفهمم با دو عدد پسر این همه چرت و خوندن یعنی چی! متاسفم برای خودم! وای داستانِ خواستگاریِ توی سنگر و قمقمه های خالی:( هی من نمیفهمیدم! آس۱ هم هی میگفت تو از بیخ نمیفهمی:(((( کثااااافت بنده خدا خودش هم معذب بود:| آخرش معنی این کلمه های بوووق رو مینوشت برام تا نه خودش خفه شه و نه من لبو :دی مجددا خاک بر سر من:(

شاعر هم میفرماید:

عشقم دادی ز اهل دردم کردی               از دانش و هوش و عقل فردم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم                  می خواره و رند و هرزه گردم کردی

۲.یه سری متن به اصلاح ادبی از خودم هم یافتم و همینطور دفتر املای سوم ابتدایی همون جهشیم! که تهش خاطره نوشته بودم و چقدر هم خوب نوشته بود! واترقیده ام! در طی ١٠سال مغزم آتروفی شده:| الان ببینید چقدر چرند و پرند میگم:/

اینم خاطره نویسی من در ۸سالگی

این هم خط آس۲،شعر زمستان اخوان


منبع این نوشته : منبع
کتاب ,نوشته ,کردی ,یعنی ,اینا ,تحلیل ,نوشته بودم ,اعضای کمیته ,سیمین بهبهانی

بوف کور، یک عدد واترقیده:)

۱.دیدم با این اوضاع و احوالات سرماخوردگی نمیشه درس خوند. بر آن شدم، کتاب دفترهامو جمع و جور کنم. نصف کتاب تست هامو ریختم دور :دی

دو سه تا پوشه و کلاسور و دفتر هم یافتم مربوط میشد به دوران المپیاد! نشستم نگاهشون کردم! تحلیل مثنوی:/ تحلیل کلیله و دمنه:/ بوزیه و باخه:/ منصور حلاج:/ شرح دیوان حافظ ابیات مختوم به عین:| شرح گلستان در باب ستایش عشق و جوانی:| دیوان سعد سلمان:/ سیمین بهبهانی بیوگرافی! تحلیل صرفی و ترکیب سوره نور://  ترجمه داستان زبانه که اسمش یادم نیست:/ ...

خدا وکیلی بی تربیت ترین و مبتذل ترین منابع غیردرسی المپیاد ادبی در طول این سی و چند دوره واسه دوره ٢٨ بود:( چقدر اون سال اعضای کمیته منحرف و بی اخلاق بودن:/ شرم بر آنها! اصن من اینا رو خوندم چشم و گوشم باز شدا. من دختر مظلوم و ساده و پاکی بودم:/

مثلا نمیدونستم "روسپی" یعنی چی:) آس١ و ٢ هم مونده بوده بودن چطور به من بفهمونن :دی وای خدا:) اصلا یه وضعیت مخوفی داشتم من! بعد باورشون نمیشد من نمیفهمم!! اون شعر مبتذل نادر نادر پور رو من تحلیلشو نوشته بودم:/ اینا نمیتونستن از روش بخونن:/ هی باید اون الفاظ داااغوووونو تکرار میکردم، مردم از خجالت:| یا این همه قسمت خوب داره تاریخ بلعمی مثلا آفرینش انسان و اینا... اعضای کمیته محترم دقیقا قسمتای مورد دارِ این کتاب با این قطر رو انتخاب کرده بودن:/ یا حتی حافظ:| یا حتی سیمین بهبهانی:| یا اون کتاب بیگانه:| خااااک یعنی! خاک به سر من! الان دارم میفهمم با دو عدد پسر این همه چرت و خوندن یعنی چی! متاسفم برای خودم! وای داستانِ خواستگاریِ توی سنگر و قمقمه های خالی:( هی من نمیفهمیدم! آس۱ هم هی میگفت تو از بیخ نمیفهمی:(((( کثااااافت بنده خدا خودش هم معذب بود:| آخرش معنی این کلمه های بوووق رو مینوشت برام تا نه خودش خفه شه و نه من لبو :دی مجددا خاک بر سر من:(

شاعر هم میفرماید:

عشقم دادی ز اهل دردم کردی               از دانش و هوش و عقل فردم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم                  می خواره و رند و هرزه گردم کردی

۲.یه سری متن به اصلاح ادبی از خودم هم یافتم و همینطور دفتر املای سوم ابتدایی همون جهشیم! که تهش خاطره نوشته بودم و چقدر هم خوب نوشته بود! واترقیده ام! در طی ١٠سال مغزم آتروفی شده:| الان ببینید چقدر چرند و پرند میگم:/

اینم خاطره نویسی من در ۸سالگی

این هم خط آس۲،شعر زمستان اخوان


منبع این نوشته : منبع
کتاب ,نوشته ,کردی ,یعنی ,اینا ,تحلیل ,نوشته بودم ,اعضای کمیته ,سیمین بهبهانی

امتحان میان ترم عربی:)

دوم دبیرستان، سال٩٢، دبیرستان فرزانگان: (ساعت ٨ صبح)

-بوف کور جونم؟

+راستشو بگو چیکارم داری که شدم بوف کور جون

-من امتحان عربی غایب بودم

+خب؟

-جای من امتحان میدی؟

+جان؟ چیکار کنم؟

-امتحان بده..لطفاااا..خواهش میکنم..توروخدا

+بعد چرا خودت امتحان نمیدی؟

-بابا باید نمره مستمرم خوب شه چون قراره امتحان ترم مریض باشم

+رمز اینستای مهشاد رو بهت میدم:)

- قبوله! ارزششو داره:) حالا امتحان کیه؟

+...

روز امتحان:

-پالتو ات رو بده من! (من و دوست جان کاملا هم سایز و هم قد بودیم!)

+تو هم عینک و شال و کلاه ت رو بده من!

-چطوری بی عینک امتحان بدم؟!

+خب من ک عینک نمیزنم، لو میریم!

-بمیری الهی! واسه یه رمز اینستا لو نرم یه وقت؟ خدایا کمکون کن:/ برو سر کلاس تو! نری ول ول تو حیاط، شما امتحان دارها غیبتشون مسئله نداره. من امتحان دادما. برو سرکلاس!

-باشه:) رمز هم تو جیب پالتومه:)

+ماسک رو بیار کامل بالا صورتت پیدا نشه! (شما فرض کنین این دوست جان بورِ بوره، بنده هم مشکیِ مشکی!)

...

بوف کور فقط ٢٠ شده! بعد هم آیسان ١٩.٧٥! خاک بر سر همه تون! اینا چه نمره هایین:/

پ.ن: رو به سکته و موت بودم! دبیر عربی ما تیزترین و باهوش ترین موجود کل جهان هستیه ولی هیچ وقت نفهمید که من جای آیسان امتحان دادم:))))) تازه در راه رفتن به سالن امتحان هم معاون مدرسه دیدم، گفت: چه عجب آیسان خانم تشریف آوردن مدرسه! منم گفتم مریضم:) چندتا سرفه و عطسه هم چاشنی ش کردم :دی


منبع این نوشته : منبع
امتحان ,آیسان ,عربی ,عینک

امتحان میان ترم عربی:)

دوم دبیرستان، سال٩٢، دبیرستان فرزانگان: (ساعت ٨ صبح)

-بوف کور جونم؟

+راستشو بگو چیکارم داری که شدم بوف کور جون

-من امتحان عربی غایب بودم

+خب؟

-جای من امتحان میدی؟

+جان؟ چیکار کنم؟

-امتحان بده..لطفاااا..خواهش میکنم..توروخدا

+بعد چرا خودت امتحان نمیدی؟

-بابا باید نمره مستمرم خوب شه چون قراره امتحان ترم مریض باشم

+رمز اینستای مهشاد رو بهت میدم:)

- قبوله! ارزششو داره:) حالا امتحان کیه؟

+...

روز امتحان:

-پالتو ات رو بده من! (من و دوست جان کاملا هم سایز و هم قد بودیم!)

+تو هم عینک و شال و کلاه ت رو بده من!

-چطوری بی عینک امتحان بدم؟!

+خب من ک عینک نمیزنم، لو میریم!

-بمیری الهی! واسه یه رمز اینستا لو نرم یه وقت؟ خدایا کمکون کن:/ برو سر کلاس تو! نری ول ول تو حیاط، شما امتحان دارها غیبتشون مسئله نداره. من امتحان دادما. برو سرکلاس!

-باشه:) رمز هم تو جیب پالتومه:)

+ماسک رو بیار کامل بالا صورتت پیدا نشه! (شما فرض کنین این دوست جان بورِ بوره، بنده هم مشکیِ مشکی!)

...

بوف کور فقط ٢٠ شده! بعد هم آیسان ١٩.٧٥! خاک بر سر همه تون! اینا چه نمره هایین:/

پ.ن: رو به سکته و موت بودم! دبیر عربی ما تیزترین و باهوش ترین موجود کل جهان هستیه ولی هیچ وقت نفهمید که من جای آیسان امتحان دادم:))))) تازه در راه رفتن به سالن امتحان هم معاون مدرسه دیدم، گفت: چه عجب آیسان خانم تشریف آوردن مدرسه! منم گفتم مریضم:) چندتا سرفه و عطسه هم چاشنی ش کردم :دی


منبع این نوشته : منبع
امتحان ,آیسان ,عربی ,عینک

والده ی محترمه، جان:)))

داشتم ویوالدی گوش می دادم که مادرجانم اومدن گفتن: من بچه بودی برات موتزارت میذاشتم ولی دریغ همون خنگی که بودی موندی:|

جدا تشکر مامانم؛)

سوگندنامه ی آتنا با سرآهنگِ الاهگان انتقام در تریلوژی اورستیا (قسمت سوم)...

چقدر منو یاد روزگار این دوره زمونه ی جهان انداخت، افسوس...

+بزرگ نادرزاد هم از دنیا بار بربست و رفت. به شخصه منتظر چاپ جلد دوم دموکراسی در آمریکا بودم (اثر توکویل!)... عمرش بقای باقی خدمتگذاران فرهنگ! :/


چقدر بی ربط شدن ولی خب:)


منبع این نوشته : منبع

راهِ پیشِ رویِ من:)

خواستید از کنکور بگم؟! باشه! چی بهتر از این:)

خب خب! من خودم دستی دستی خودم رو بیچاره کردم :دی ولی ذره ای نه تردید دارم و نه شک:) یه سال زجر کشیدن بهتر از یه عمر حسرت خوردنه. یه سال خوندن کسل کننده ترین ها بهتر از مغموم بودنه. وقتی به آخرش فکر میکنم...اصلا نمیدونم چطوری حالم رو توصیف کنم...کلمات از بیانش عاجزن! بگذریم!

الان دارم زیست و شیمی دوم رو میخونم، برای بار هزارم:|

زیست رو نیمه بازیابی طور میخونم..اول درسنامه الگو روزنامه وار، بعد حل تستِ آموزشی، بعد هم کتاب روزنامه وار و با تاکید بیشتر بر مطالب فراموش شده! واقعا این روش برای صرفه جویی در وقت فوق العاده ست اما این روش رو به همه توصیه نمیکنم چون قبلا هم گفتم این طور خوندن برای کسی که پایه ی خیلیییی عالی ای داشته باشه بازدهی داره وگرنه مثل سال اولی که خودم کنکور دادم هیچی بدست نمیاره، از ما گفتن:)

شیمی هم اول از کتاب آموزش مبتکران بازیابی طور، بعد حل تمام تست های IQ بدون در نظر گرفتن زمان...

هدف خاصی ندارم از خوندن این موقع، فقط محض خالی نبودن عریضه دارم میخونم! حالم بد میشه درس نخونم:/ با خودم مشکل دارم:/ از دومین آزمون مهر قلمچی رو شروع میکنم:)

+چند روز دیگه عروسی پسرعمه جانمه با خواهر آس١:/ حتما شرکت میکنم چون حرفای پارسال همین پسرعمه جان منو به هوش آورد، توی بیمارستان شهدای تجریش...چه شب مزخرفی بود:|

+ اپیدمیولوژی ١٧.٩٤ شدی، ناراحتی؟؟؟؟ لعنتی:| تنها چیزی که ازت یاد گرفتم اینه که عین تراکتور درس بخونم و وقتی خرخون خطاب میشم عین بز نگاه کنم:)))


منبع این نوشته : منبع
میکنم

راهِ پیشِ رویِ من:)

خواستید از کنکور بگم؟! باشه! چی بهتر از این:)

خب خب! من خودم دستی دستی خودم رو بیچاره کردم :دی ولی ذره ای نه تردید دارم و نه شک:) یه سال زجر کشیدن بهتر از یه عمر حسرت خوردنه. یه سال خوندن کسل کننده ترین ها بهتر از مغموم بودنه. وقتی به آخرش فکر میکنم...اصلا نمیدونم چطوری حالم رو توصیف کنم...کلمات از بیانش عاجزن! بگذریم!

الان دارم زیست و شیمی دوم رو میخونم، برای بار هزارم:|

زیست رو نیمه بازیابی طور میخونم..اول درسنامه الگو روزنامه وار، بعد حل تستِ آموزشی، بعد هم کتاب روزنامه وار و با تاکید بیشتر بر مطالب فراموش شده! واقعا این روش برای صرفه جویی در وقت فوق العاده ست اما این روش رو به همه توصیه نمیکنم چون قبلا هم گفتم این طور خوندن برای کسی که پایه ی خیلیییی عالی ای داشته باشه بازدهی داره وگرنه مثل سال اولی که خودم کنکور دادم هیچی بدست نمیاره، از ما گفتن:)

شیمی هم اول از کتاب آموزش مبتکران بازیابی طور، بعد حل تمام تست های IQ بدون در نظر گرفتن زمان...

هدف خاصی ندارم از خوندن این موقع، فقط محض خالی نبودن عریضه دارم میخونم! حالم بد میشه درس نخونم:/ با خودم مشکل دارم:/ از دومین آزمون مهر قلمچی رو شروع میکنم:)

+چند روز دیگه عروسی پسرعمه جانمه با خواهر آس١:/ حتما شرکت میکنم چون حرفای پارسال همین پسرعمه جان منو به هوش آورد، توی بیمارستان شهدای تجریش...چه شب مزخرفی بود:|

+ اپیدمیولوژی ١٧.٩٤ شدی، ناراحتی؟؟؟؟ لعنتی:| تنها چیزی که ازت یاد گرفتم اینه که عین تراکتور درس بخونم و وقتی خرخون خطاب میشم عین بز نگاه کنم:)))


منبع این نوشته : منبع
میکنم